بیان مسله و روش تحقیق:
دیپلماسی از دو بخش سنتی و مدرن تشکیل شده است در دیپلماسی سنتی که از ابتدای تاریخ تا چند دهه قبل ساری و جاری بوده است سه عنصر اساسی نطامی – اقتصاد و سیاست را شاهد هستیم ولی در طی دهه های اخیر علاوه بر عوامل فوق الذکر ایتم جدیدی هم بنام فرهنگی و اجتماعی به مجموعه فوق اضافه شده است در این نوع از دیپلماسی ( مدرن )کشورها مردم افکار و اندیشه های طرف مقابل را نشانه رفته اند و هدفشان کشو گشایی و افزایش قلمرو فیزیکی نیست و این مهم را با ابزار ها و تکنو لوژی روز ( اینترنت ماهواره موبایل ........) عملیاتی می کنند فرض اولیه و اصولی این مقاله ان است که ابرقدرتها دنبال یکپارچه سازی فرهنگی کل دنیا هستند و سوال مهم ان است که ایا دیگر کشوهای جهان به این رویه روی خوش دارند یا خیر و اگر ندارند در این عرصه موفقیتی کسب خواهند نمود یا نه و اینکه چه راهکارهایی برای مقابله با ان می توانند در پیش بگیرند گرداوری مطالب در این مقاله به روش کتابخانه ای و اسنادی بوده است و از روش تحقیق مقایسه ای و تاریخی بهره برداری شده است
بحث و یافته ها :
امروزه نظام بین المللی معجونی از جنگ و صلح را در خود دارد هر چند که اگر به گذ شته تاریخ بشری نطری بیافکنیم اکثر قریب به اتفاق این مدت انسانها در جنگ به سر می برده اند بنابر این عصر پس از جنگ جهانی دوم را عصر صلح نامیدن کنایه ای بیش نیست در واقع جنگ قانون بشریت است فقط شکل و شمایل ان متفاوت بوده است یک زمان جنگ ستارگان –زمانی جنگ شهرها - جنگ اظلاعاتی – جنگ شیمیایی – جنگ نفتکشها – جنگ سفاراتخانه ها –جنگ ادیان و برخورد تمدنها........به هر حال انچه مسلم است اینکه جنگها مبادی تاریخ هستند جنگها تاریخ سازند جنگها هویت می دهند جنگها خط تقسیم تاریخ هستند مثلا می گوییم قبل از جنگ جهانی و بعد از جنگ جهانی . جنگها برنده ندارند حتی طرف پیروز هم با توجه به هزینه های ان خیلی پیروز نمی باشد ولی با این وجود جنگ یک مرحله تکامل بشری است . ساز و کار مدیریتی خاص خود را می طلبد و اثرات مختلف اجتماعی اقتصادی فرهنگی .... دارد
جنگهای اولیه تکنولوژی بسیار ساده ای داشتند به طوریکه پیشرفته ترین سلاح انها نیزه بود و پس از ان تیرو کمان ابداع شد در این زمان اشیا قابل تملک بسیار کم است و همه چیز جنبه اشتراکی دارد و تقسیم کار وجود ندارد و کم کم انسانها حیوانات را اهلی می کنند و از حالت کوچنذگی خارج می شوند و در شهر ها یکجانشینی را در پیش می گیرند و بتدریج نابرابری اجتماعی به وجود می اید جوامع اولیه از اسرای جنگی به عنوان برده استفاده می کردند ولی در دوران جدید با پیدایش و تکامل دولت تجهیزات نظامی و ارتش انحصاری دواتها شده و دولتها متوجه نقش این گروههای جدید ( نظامیان ) شدند و دولتمردان جهت ثبات و امنیت خود پیوندی تنگاتنگ با ارتشیان برقرار کردند بطوریکه در بسیاری از کشوها سران و مسولان کشور همواره لباس فرم نطامی بر تن داشتند و چه زیبا این گفته گروسیوس حقوقدان شهیر که جنگ ادامه سیاست است با ابزاری دیگر . ا ز سوی دیگر هر چه سلاحهایی که در یک جامعه استفاده می شود ساده تر باشدبه همان نسبت تعداد نظامیان بیشتر خواهد بود علاوه بر این تاثیر تکنولوژی بر نطامیان باید به رابطه بودجه و توان مالی کشورها هم توجه داشت
و نهایت انکه پدیده ای بنام قانون نظام وظیفه که در اکثر کشوها جریان دارد به همراه حب وطن و ناسیونالیسم بسیار اتحاد موفق و کارایی نمایان شده است حال که جنبه های مختلف پدافند عامل اشنا شدیم لازم است درباره پدافند غیر عامل هم که بسیار فراگیرتر و کاربردی تر است اشاراتی داشته باشیم
در دیپلماسی فرهنگی یا جنگ نرم که اولین بار توسط جوزف نای به کار برده شد دیگر با مرزها و قلمرو گشایی فیزیکی سرو کار نداریم بلکه بیشتر هدفمان افکار و اندیشه ها و بویژه نسل جوان است همان کسانیکه به زودی مسولیتهای مدیریتی جامعه را بر دوش می کشند و با هدایت و کنترل کردن انها به راحتی می توان بر ان جامعه و اینده ان غلبه کرد جنگ نرم از شیوه های اقناع و جذب بهره می برد و به همین دلیل به راحتی توسط احاد جامعه پذیرفته می شود بطوریکه در دیپلماسی فرهنگی سعی بر ان است که برای مردم انسوی مرزها یک چهره خوب و مثبت از خود بسازیم که این مهم بوسیله موسیقی نمایش فیلم مسابقات ورزشی نمایشگاه کتاب اداب و رسوم مشترک توریسم ....... عملیاتی می شود و در واقع هدفمان نه همگرایی کشوری بلکه منطقه ای و حتی جهانی است یکی از مهمترین ابزارهای این دیپلماسی ماهواره و اینترنت است که کشوهای سلطه گر سعی دارند با کمک انها سبک زندگی خود را برای جهانیان تعریف کنند اینترنت و مخوصا شبکه های مجازی کاملا در اختیار ابرقدرتها بویژه امریکاست و هر گونه تبادل پیامی در ان ابتدا در سرور مرکزی ان یعنی امریکا ذخیره می شود و انها از این طریق بر کلیه مبادلات اطلاعات در پهنه جهانی نظارت دارند از طرفی ماهواره ها هم دایما دنبال واگرایی بین دولت و ملت ما هستند مشکلات جامعه را بزرگنمایی کرده و یا موفقیتهای ما را کوچک می شمارند انها در کنار اهداف سیاسی خود سبک زندگی خود را هم به جهانیان دیکته می کنند مثلا استفاده از نوشابه و کولاها – فست فود – معماری جدید با شیشه های رنگی خانه ها –بورس- سهام – شومینه – بانک – بازار- دلار – خوردن اب پرتقال در صبحانه – ورزشهای نو مانند یوگا – ایروبیک – موسیقی پاپ – دموکراسی – حقوق زنان - جامعه مدنی - تفکر اومانیسم و محور بودن انسان در همه امورات - تجملات و رفاهیات افراطی – شلوار جین – فیلمهای راکی و هالیوود که هدفشان در این صنعت به رخ کشیدن تکنولوژی و تمدن مادی خود استفاده از انواع و اقسام سلاحها و در اخر هم مسایل جنسی و جسمی می باشد.....همه و همه این موارد بیانگر سبک و استیل زندگی امریکایی می باشد
از سوی دیگر سبک زندگی اسلامی و حتی ایرانی ما خود اقیانوس عظیمی است که در ان شاهد اعتبار یافتن مسجد- علما- انگشتر عقیق به دست کردن- وصیتنامه نوشتن - صله رحم - به یاد مرگ بودن - ایمان و تقوای مردم – احترام بزرگان و اهل علم نمودن –ارزشمند بودن نفس کار و نه سود ان .....می باشیم در این سبک زندگی اسلامی شاهد هجرو هجرت هستیم ولی نه از نوع فیزیکی ان بلکه هجر یعنی از خود به خدا رسیدن و ایمان عمیق پیدا کردن . اصلا سبک زندگی ما مخالف سکون و یکنواختی است و دایما دنبال حرکت و تلاش است انهم هجرتی مملو از ایمان و رسیدن به کمال حق . در این سبک و شیوه زندگی مادیات به عنوان عنصری مکمل و نه اساسی در نطر گرفته شده است و از انجا که بشریت امروزه به یک عنصر و عامل تقویت کننده نیاز مند است تا از این حالت پوچی و نیهلیستی خارج کرد گردد بویژه انکه بین جهان اسلام و جهان غرب در طی سالهای اخیر جنگی بنام برخورد تمدنها صورت گرفته است که لزوم هوشیار بودن و اگاه بودن را در این وادی دوچندان می کند واگر ما در این وادی غفلت کنیم به فرموده رهبر انقلاب با شبیخون و تهاجم فرهنگی غرب مواجعه خواهیم شد
+ نوشته شده در سه شنبه نهم آبان ۱۳۹۶ساعت 9:20  توسط مسعود بیگدلی |
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل محمدی